حميد احمدى

89

تاريخ امامان شيعه ( فارسي )

احاديث و چهره‌تراشىهاى كاذب ) چنان در ميان مردم خارج از مكه و مدينه گمنام و غريب مانده بود كه با وجود آن همه احاديث و روايات از پيامبر در شأن و جايگاه حضرت و توصيه به تمسك به اهل‌بيت ، هيچ شناختى از او نداشتند . در واقع امام عليه السلام با به دست گرفتن حكومت در عراق و انجام اصلاحات وسيع ، چهره زشت بنىاميه و منحرفان و بدعت‌گزاران حزب طلقا را برملا مىساخت ، از اين رو با تحريك طلحه و زبير و عايشه جنگ جمل را بر پا كردند . آنان بعد از شكست سپاه جمل به هراس افتادند و با گسترش دامنه تبليغى عليه امام عليه السلام به رويارويى با جريان اسلام ناب پرداختند . سرانجام معاويه به ناچار پرده‌ها را افكند و خود به عنوان رهبر مخالفان ، تجاوز علنى به حكومت و مردم را آغاز كرد . معاويه ابتدا از فرمان امام مبنى بر بيعت گرفتن شاميان سرپيچيد و از اعلام بيعت خود نسبت به امام و همچنين از پذيرش دعوت حضرت براى حضور در مدينه نيز سر باز زد . امام از ابتدا قصد داشت ابن‌عباس را فرماندار شام نمايد ، ولى معاويه از پيروى و اطاعت از حكومت مركزى سرپيچى كرد . ماجراى جمل فرصتى در اختيار معاويه نهاد تا با گسترش دامنه تبليغات عليه امام عليه السلام ايشان را مسبب اصلى قتل عثمان به شاميان - كه با امام عليه السلام آشنايى نداشتند - معرفى كند . رقابت عراق و شام نيز ماجراى ديگرى بود كه پيشينه آن به دوران ساسانيان مىرسيد كه با روميان درگير بودند . درواقع استقرار امام عليه السلام در عراق براى دفع خطرهاى شام در همين راستا بود . امام نامه‌هاى متعددى از كوفه براى معاويه فرستاد تا او را به پيروى از حكومت مركزى وادار سازد . حضرت سعى داشت اشراف و بزرگان شام و معاويه را با استدلال براساس عقايد آنان به پذيرش دولت قانونى متقاعد سازد . در يكى از نامه‌ها آمده است : اما بعد ، همانا بيعتى كه مردم در مدينه با من كرده‌اند ، براى تو نيز كه در شام امامت دارى ، الزامى است ؛ چه همان كسان كه با ابوبكر و عمر و عثمان بيعت كرده بودند و بر همان پايه و روشى كه با ايشان بيعت شده بود ، با من بيعت كرده‌اند . از اين رو ، هيچ فرد حاضر را چاره‌اى نيست ، مگر آنكه اختيارِ بيعت كند و هيچ فرد غايب را راهى نيست كه آن را مردود شمارد . . . . درباره قاتلان عثمان سخن بسيار گفته‌اى . نخست بدان راهى كه مسلمانان مىپيمايند ، درآى و سپس با آنان به محاكمه نزد من آى تا تو و آنان را بر كتاب خدا وادارم . . . بدان كه تو در شمار طلقا هستى و اسيران آزادشده سزاوار خلافت و شركت در شورا نيستند . « 1 »

--> ( 1 ) . نصر بن مزاحم منقرى ، وقعة صفين ، تحقيق عبدالسلام هارون ، ص 29 و 45 .